شرایط نامزدی در انتخابات شورای شهر و روستا

حداقل سن ۲۵ سال، مدرک پلکانی بر اساس جمعیت، و سکونت رأی‌دهنده؛ شرایط داوطلبی شورای شهر و روستا را از قانون شوراها بخوانید.

داوطلب شورای شهر و داوطلب شورای روستا هر دو ذیل قانون شوراها ثبت‌نام می‌کنند، ولی یک شرط تحصیلی برای هر دو کافی نیست. روستاهای کوچک سواد خواندن و نوشتن می‌خواهند، روستاهای بزرگ‌تر دیپلم، شهرهای کوچک‌تر فوق‌دیپلم، و شهرهای بالای بیست هزار نفر لیسانس. سن حداقلی بیست و پنج سال تمام است. رأی‌دهنده باید هجده سال داشته باشد و در بسیاری از حوزه‌ها شرط سکونت هم دارد. این تفاوت‌ها محلی‌اند، چون شورا خودش نهاد محلی است.

مقاله شرح شرایط است، نه دعوت به نامزدی. اصلاحیه‌های قانون، به‌ویژه اصلاحیه‌های سال‌های اخیر، بند مدرک و برخی محرومیت‌های شغلی را تغییر داده‌اند. آگهی فرماندار یا بخشدار در هر دوره بر حافظهٔ انتخاباتی مقدم است.

رأی‌دهندهٔ شورا با رأی‌دهندهٔ مجلس فرق عملی دارد

انتخاب‌کننده باید تابعیت ایران داشته باشد و در روز اخذ رأی حداقل هجده سال تمام داشته باشد. علاوه بر این، در حوزه‌هایی که استثنا نشده‌اند، سکونت حداقل یک سال در محل اخذ رأی لازم است. استثنای مهم، شهرهای بالای یکصد هزار نفر جمعیت است. کسانی که محل کارشان بیرون حوزه است ولی افراد تحت تکفلشان، مانند همسر و فرزندان، حداقل یک سال پیش از انتخابات در حوزه ساکن بوده‌اند، می‌توانند در همان حوزه رأی دهند.

این بند سکونت در مادهٔ رأی‌دهندهٔ مجلس به این شکل نیامده است. پس ممکن است کسی در انتخابات مجلس یک حوزه رأی بدهد و در انتخابات شورا، اگر سکونتش به حد قانونی نرسد، برگهٔ شورا نگیرد. همزمانی روز رأی، همزمانی شرایط را ثابت نمی‌کند. نقشهٔ محل رأی به استان، شهرستان و حوزه مربوط است.

شرط‌های انتخاب‌شونده

داوطلب هنگام ثبت‌نام باید تابعیت ایران داشته باشد. حداقل سن بیست و پنج سال تمام است. باید اعتقاد به اسلام داشته باشد، التزام عملی به اسلام داشته باشد، و اعتقاد و التزام عملی به نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را داشته باشد. اقلیت‌های شناخته‌شده در قانون اساسی به‌جای اسلام باید به اصول دین خود اعتقاد و التزام عملی داشته باشند. ابراز وفاداری به قانون اساسی لازم است.

مدرک، پلکانی است. برای شورای روستاهای تا دویست خانوار، سواد خواندن و نوشتن. برای روستاهای بالای دویست خانوار، دیپلم. برای شهرهای تا بیست هزار نفر، حداقل فوق‌دیپلم یا معادل. برای شهرهای بالای بیست هزار نفر، حداقل لیسانس یا معادل. کسی که سابقهٔ یک دورهٔ کامل عضویت اصلی شورا را داشته باشد و در همان حوزه نامزد شود، از شرط مدرک معاف است. این معافیت تشویق ماندن در همان محل است، نه مجوز پرش به یک شهر دیگر با مدرک پایین‌تر.

مردان باید کارت پایان خدمت یا معافیت دائم داشته باشند. متعهدان خدمت به دولت، هنگام ایفای تعهد و با تأیید محل خدمت، از ارائهٔ این کارت مستثنی شده‌اند. سلامت جسمانی در حد شنوایی و گویایی و سلامت روانی، حسب مورد با گواهی پزشکی قانونی، جزو شرط‌هاست.

نداشتن محکومیت‌ها و محرومیت‌هایی که همان ماده شمرده، و وابسته‌نبودن به رژیم گذشته به ترتیبی که قانون گفته، بخش منفی فهرست است. نقل ناقص این بندها از حافظه خطرناک است. متن ماده را باید کامل دید.

شغل محل خدمت و دام تعارض منافع

مدیران مناطق و نواحی شهرداری، مؤسسات و شرکت‌های وابسته، و دهیاران از عضویت در شورای شهر و روستای محل خدمت محرومند، مگر سه ماه پیش از ثبت‌نام استعفا داده باشند و دیگر در آن سمت شاغل نباشند. این مهلت سه ماه است، نه شش ماهِ بسیاری از مقام‌های ملی در انتخابات مجلس. قیاس مهلت‌ها بدون دیدن ماده، داوطلب را یا بی‌خود ناامید می‌کند یا بی‌خود مطمئن.

اعضای شورا در طول عضویت نمی‌توانند در دهیاری و شهرداری و مؤسسات وابستهٔ حوزهٔ خودشان، و در دبیرخانهٔ شوراهای همان محدوده، به شکل‌های مختلف استخدامی مشغول کار شوند. عضو شورای شهری که پیش از انتخاب کارمند شهرداری همان حوزه بوده، به دبیرخانهٔ شورا مأمور می‌شود تا عضویت، شغل تمام‌وقت او باشد. منطق این حکم، جدا کردن ناظر از حقوق‌بگیر همان دستگاه است.

شورا حق ندارد بعد از انتخاب هم در نصب و عزل کارکنان شهرداری و دهیاری دخالت کند. آن ممنوعیت شرط ثبت‌نام نیست، ولی ادامهٔ همان فلسفه است و در اختیارات شورای شهر آمده است.

هیئت اجرایی و هیئت نظارت، نه شورای نگهبان

بررسی اولیهٔ صلاحیت داوطلب شورا با هیئت‌های اجرایی است و نظر هیئت نظارت مسیر بعدی را می‌سازد. انتخابات شورا انتخاباتی است که نظارت شورای نگهبان بر آن اعمال نمی‌شود. این جمله را دقیق بخوانید: به معنی بی‌نظارت بودن نیست. هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات شوراها و هیئت‌های استان و شهرستان و بخش این کار را می‌کنند. اعتراض را باید در همان مسیر نوشت، نه در مسیر مهلت‌های انتخابات مجلس.

اگر هیئت اجرایی نظر منفی بدهد و هیئت نظارت نظر مثبت، در عمل نظر نهاد ناظر مبنای ادامهٔ کار است، به ترتیبی که قانون شوراها گفته است. جزئیات اختلاف را در هیئت نظارت و هیئت اجرایی ببینید و آن را با مواد مجلس یکی نگیرید.

ثبت‌نام شورای روستا باید برای مراجعهٔ حضوری در بخشداری و فرمانداری ممکن باشد. قانون وزارت کشور را به تأمین این امکان مکلف کرده، چون داوطلب روستا نباید فقط پشت یک سامانهٔ شهری جا بماند.

تعداد صندلی شرط داوطلبی نیست

جمعیت تعیین می‌کند شورا چند عضو اصلی و چند علی‌البدل دارد. این عدد، شرط شخصی داوطلب نیست. داوطلب واجد شرایط می‌تواند ثبت‌نام کند حتی اگر تعداد رقبا زیاد باشد. آنچه به جمعیت بند است، مدرک حداقل برای آن اندازهٔ شهر یا روستا است، نه اجازهٔ اصل نامزدی.

انتخاب با اکثریت نسبی است. حد نصاب بیست درصد مجلس اینجا اعمال نمی‌شود. پس استراتژی «باید حداقل یک‌پنجم شهر را داشته باشم وگرنه ثبت‌نام بی‌فایده است» از قانون دیگری آمده است. مقایسه در حد نصاب رأی است.

تفاوت روستا و شهر فقط در مدرک نیست

شورای روستا دهیار انتخاب می‌کند و شورای شهر شهردار. حوزهٔ رأی، بودجه، و طرف نظارت فرق دارد. داوطلبی که شرط تحصیلی شهر بزرگ را ندارد ممکن است در روستای کوچک واجد باشد، و برعکس، تجربهٔ دهیاری به‌تنهایی جانشین لیسانس برای شهر بالای بیست هزار نفر نمی‌شود مگر همان معافیت یک دوره عضویت اصلی در همان حوزه. شرح دو نهاد در شورای روستا و شورای شهر است.

مقایسه با مجلس هم مفید است تا کسی با شرط سی سال و کارشناسی ارشدِ مجلس به فرمانداری شورا نرود یا با شرط شورا خود را واجد مجلس بداند. جدول ذهنی در شرایط نامزدی مجلس است.

اشتباه‌های رایج

اول: یک مدرک واحد برای همهٔ شوراها اعلام کردن. دوم: پایین آوردن سن داوطلب به هجده سال، که سن رأی‌دهنده است نه سن نامزد. سوم: نادیده گرفتن سکونت یک‌ساله برای رأی در شهرهای زیر استثنا. چهارم: استعفای دیرهنگام دهیار یا مدیر ناحیهٔ شهرداری. پنجم: بردن اعتراض صلاحیت به مسیر شورای نگهبان. ششم: فرض اینکه عضویت دورهٔ قبل در شهر دیگر، معافیت مدرک می‌آورد. قانون معافیت را به همان حوزه محدود کرده است. هفتم: شروع تبلیغات پیش از پنجرهٔ هشت‌روزه. مهلت تبلیغات موضوع جداگانه‌ای است و در تبلیغات انتخاباتی آمده، ولی داوطلب در همان ثبت‌نام باید بداند فعالیت زودهنگام خودش تخلف است نه زرنگی.

ثبت‌نام روستا و شهر، دو پیشخوان متفاوت

داوطلب روستا اغلب باید بتواند حضوری به بخشداری یا فرمانداری مراجعه کند. قانون وزارت کشور را به فراهم کردن این مراجعه مکلف کرده است. پس راهنمایی که فقط نشانی سامانه را بدهد و به داوطلب روستای کم‌برخوردار بگوید «اینترنتی ثبت‌نام کنید»، راهنمایی ناقص است. سامانه می‌تواند کمک باشد. حذف مراجعهٔ حضوری، خلاف تکلیف همان تبصره است.

داوطلب شهر، به‌ویژه شهر بزرگ، معمولاً با حجم مدارک تحصیلی و استعلام سروکار دارد. لیسانس یا معادل باید قابل تشخیص برای هیئت باشد. معادل‌های حوزوی یا مدارک خارجی اگر مرجع رسمی معادل‌سازی نکرده باشد، در روز ثبت‌نام دردسر می‌سازند. معافیت مدرک برای کسی است که یک دورهٔ کامل عضو اصلی همان حوزه بوده، نه برای فعال اجتماعی که «در حد لیسانس تجربه دارد». تجربه جای بند مدرک را نمی‌گیرد مگر همان تبصره.

هر دو داوطلب باید نسبت خود را با شهرداری و دهیاری محل روشن کنند. دهیار و مدیر ناحیه اگر می‌خواهند نامزد شوند، سه ماه قبل استعفا لازم دارند. کارمند شهرداری که امیدوار است بعد از انتخاب مأمور به دبیرخانه شود، این امید فقط برای کسی است که پیش از انتخاب کارمند همان حوزه بوده و بعداً عضو شده است. این حکم، مجوز داوطلبی مدیران فعلی نیست.

هیئت اجرایی بعد از ثبت‌نام استعلام می‌گیرد و نظر اولیه می‌دهد. هیئت نظارت شورا نظر را بررسی می‌کند. داوطلبی که عادت کرده در انتخابات مجلس به شورای نگهبان نامه بنویسد، اینجا باید نشانی اعتراض را از آگهی همان هیئت نظارت بگیرد. نامه به مرجع اشتباه، مهلت را می‌سوزاند.

در نهایت، تأیید صلاحیت شورا هنوز به معنی عضو شدن نیست. اکثریت نسبی و تعداد صندلی تعیین می‌کنند چه کسی اصلی است و چه کسی علی‌البدل. علی‌البدل بازندهٔ حذف‌شده از زندگی حقوقی نیست. ذخیرهٔ همان انتخابات است و ممکن است وسط دوره، بدون رأی تازه، عضو شود. پرونده باید این وضعیت را از روز اعلام نتایج نشان بدهد نه فقط وقتی جانشینی رخ داد.

جمع‌بندی

نامزد شورا بیست و پنج سال تمام سن می‌خواهد، بندهای اعتقادی و وفاداری به قانون اساسی را دارد، کارت پایان خدمت یا معافیت را باید داشته باشد مگر استثنای متعهدان خدمت، و مدرکش تابع اندازهٔ روستا یا شهر است. یک دوره عضویت اصلی در همان حوزه می‌تواند جای مدرک را بگیرد. شغل شهرداری و دهیاری محل خدمت باید به‌موقع رها شود. صلاحیت را هیئت اجرایی و هیئت نظارت شورا می‌سنجند. این مسیر از مسیر مجلس جداست، همان‌طور که کار عضو شورا بعد از انتخاب از کار نماینده جداست.

سکونت رأی‌دهنده را با سکونت داوطلب یکی نگیرید. مادهٔ رأی‌دهنده از یک سال سکونت در محل اخذ رأی حرف می‌زند، با استثنای شهرهای بالای یکصد هزار نفر و با تبصرهٔ افراد تحت تکفل. مادهٔ داوطلب، پلکان مدرک و سن و شغل را می‌گوید. ممکن است کسی سال‌ها در شهر کار کرده باشد ولی محل سکونت خانواده‌اش شهر دیگری باشد و حق رأی شورا را در محل کار نداشته باشد، در حالی که اگر واجد شرایط داوطلبی در حوزهٔ محل سکونت باشد می‌تواند آنجا نامزد شود. این دو حق را در آگهی جدا توضیح دهید تا صف ثبت‌نام و صف رأی با توقع غلط تشکیل نشود.

محرومیت‌های منفی ماده، مثل محکومیت‌هایی که قانون شمرده، باید از استعلام بیاید نه از پوستر رقیب. هیئت اجرایی اگر فقط به پوستر استناد کند، نظارت باید آن را تصحیح کند. رقیب حق افشاگری در مهلت تبلیغات را در چارچوب ممنوعیت نشر اکاذیب دارد، ولی ابزار حذف حقوقی، استعلام و نظر هیئت است.

آگهی داوطلبی باید شرط مدرک همان شهر یا روستا را صریح بنویسد. آگهی واحد برای همهٔ استان، اگر پلکان جمعیت را حذف کند، داوطلب را به ثبت‌نام باطل می‌کشاند. خواندن آگهی بخشی از خود شرایط است، نه تشریفات بعد از شرایط.

پرسش‌های متداول

حداقل سن داوطلب شورای شهر چند سال است؟

بیست و پنج سال تمام هنگام ثبت‌نام. هجده سال سن رأی‌دهنده است.

مدرک تحصیلی برای شهر بزرگ چیست؟

برای شهرهای بالای بیست هزار نفر جمعیت، حداقل لیسانس یا معادل آن. شهرهای تا بیست هزار نفر حداقل فوق‌دیپلم می‌خواهند. روستا پلکان پایین‌تری دارد.

سابقهٔ عضویت در شورا چه اثری دارد؟

یک دورهٔ کامل عضویت اصلی، اگر نامزدی دوباره در همان حوزه باشد، شخص را از شرط مدرک معاف می‌کند.

آیا شورای نگهبان صلاحیت شورای شهر را رد می‌کند؟

نظارت این انتخابات با هیئت‌های نظارت شوراهاست، نه با شورای نگهبان. اجرا با وزارت کشور و هیئت‌های اجرایی محلی است.

مقاله‌های مرتبط

منابع پایه: مواد شرایط انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان در قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور، از جمله اصلاحیه‌های مدرک، سن، سکونت و محرومیت شغلی شهرداری و دهیاری. آگهی داوطلبی فرمانداری و بخشداری هر دوره ملاک اقدام است.