رأی اکثریتی و رأی تناسبی؛ دو روش تقسیم کرسی

در روش اکثریتی کرسی به نامزد پررأی می‌رسد و در روش تناسبی به سهم فهرست. فرق این دو با قانون فعلی انتخابات مجلس ایران را دقیق بخوانید.

رأی اکثریتی و رأی تناسبی دو خانوادهٔ متفاوت برای تبدیل برگهٔ مردم به صندلی‌اند. در خانوادهٔ اکثریتی، کرسی به کسی می‌رسد که در همان حوزه از رقیب جلوتر باشد و اگر قانون حد نصاب گذاشته باشد، آن حد نصاب را هم رد کند. در خانوادهٔ تناسبی، کرسی‌ها بین فهرست‌ها به نسبت سهم رأی تقسیم می‌شود تا اقلیتِ دارای پشتوانه هم، اگر به آستانه برسد، در ترکیب نهایی منعکس شود. این دو خانواده را با هم عوضی گرفتن، جدول نتایج را خراب می‌کند: یا از یک فهرست انتظار سهمیه دارید در حالی که قانون سهمیه نداده، یا از یک رقابت فردی انتظار آینهٔ دقیق همهٔ سلیقه‌ها دارید در حالی که روش اکثریتی اصلاً برای آن آینه ساخته نشده است.

این مقاله هر دو روش را به‌عنوان قاعده توضیح می‌دهد و بعد می‌گوید قانون انتخابات مجلس، در متنی که اینجا مبناست، به کدام خانواده نزدیک‌تر است. اگر قانون‌گذار بعداً برای حوزه‌ای روش دیگری را لازم‌الاجرا کرد، متن روزنامهٔ رسمی بر این توضیح مقدم است.

خانوادهٔ اکثریتی چه وعده‌ای می‌دهد

وعدهٔ روش اکثریتی ساده است: هر حوزه یک یا چند نمایندهٔ مشخص و قابل‌شناسایی دارد و مردم می‌دانند چه کسی را بیرون کنند اگر ناراضی باشند. در حوزهٔ تک‌کرسی، رقابت اغلب دو یا چند نفره است و برنده‌اش روشن است. در حوزهٔ چندکرسی با رأی چندنامی، رأی‌دهنده تا سقف کرسی نام می‌نویسد و کسانی که بالاترین رأی را دارند کرسی را می‌برند. این الگوی چندنامی هنوز اکثریتی است، چون سهم فهرست به‌طور خودکار به کرسی تبدیل نمی‌شود. شخص باید رأی خودش را آورده باشد.

مزیت، پاسخگویی محلی است. نماینده پنهان پشت درصد یک حزب سراسری نیست. عیب، هدر رفتن رأی اقلیت است. اگر در یک حوزه سی‌درصد رأی‌دهندگان به یک جریان متمایل باشند ولی نامزدهایشان پراکنده یا دوم باشند، ممکن است هیچ کرسی نگیرند، در حالی که جریان شصت‌درصدی همهٔ کرسی‌ها را ببرد. این نتیجه در قاعدهٔ بازی اکثریتی تعجب‌آور نیست. تعجب وقتی است که کسی این روش را «آینهٔ تناسب آرا» بنامد.

حد نصاب، شدت این روش را کم یا زیاد می‌کند. در انتخابات مجلس ایران، منتخب مرحلهٔ اول باید حداقل بیست درصد کل آرا را داشته باشد. این بیست درصد، نمایندگی تناسبی نیست. یک کف است تا کسی با رأی خیلی نازک در مرحلهٔ اول نماینده نشود. اگر کف پر نشد، مرحلهٔ دوم با اکثریت نسبی برگزار می‌شود. جزئیات عدد در حد نصاب رأی است.

خانوادهٔ تناسبی چه وعده‌ای می‌دهد

وعدهٔ روش تناسبی این است که ترکیب صندلی‌ها به ترکیب آرا نزدیک باشد. اگر فهرستی سی درصد رأی معتبر را بیاورد، حدود سی درصد کرسی‌های موضوع آن رقابت را بگیرد، مشروط به فرمول محاسبه و آستانهٔ ورود. فرمول‌ها یکی نیستند. بعضی باقیمانده را به نفع فهرست بزرگ گرد می‌کنند و بعضی به فهرست کوچک‌تر فرصت بیشتری می‌دهند. آستانه هم، مثلاً ورود از پنج درصد به بالا، فهرست‌های خیلی کوچک را حذف می‌کند تا مجلس تکه‌تکه نشود.

در این روش، برگه اغلب به فهرست رأی می‌دهد نه به بی‌نهایت ترکیب شخصی. گاهی رأی‌دهنده می‌تواند داخل فهرست ترجیح فردی هم علامت بزند. حتی در آن حالت، منطق اصلی هنوز سهم فهرست است. مسئولیت سیاسی هم بیشتر متوجه حزب یا جبهه‌ای است که فهرست را بسته، نه فقط متوجه شخص رتبهٔ سوم.

مزیت، انعکاس اقلیت‌های سازمان‌یافته است. عیب، ضعیف شدن پیوند یک نماینده با یک خیابان مشخص است، به‌خصوص اگر حوزهٔ تناسبی کل کشور یا یک استان بزرگ باشد. همچنین اگر حزب فهرست را پشت درهای بسته بچیند، رأی‌دهنده حزب را مجازات می‌کند ولی بر ترتیب افراد کنترل کمی دارد. این عیب را با فهرست باز کم می‌کنند، حذف نمی‌کنند.

فهرست انتخاباتی هنوز یعنی تناسبی نیست

قانون انتخابات مجلس به احزاب و جبهه‌ها اجازه می‌دهد پس از تأیید صلاحیت، برای حوزه‌های دارای بیش از یک کرسی فهرست اعلام کنند. این مقرره مهم است و اغلب بد فهمیده می‌شود. فهرست، معرفی سازمان‌یافتهٔ نامزدهاست. رأی‌دهنده همچنان نام افراد را می‌نویسد. کرسی به کسی می‌رسد که رأی لازم را طبق مواد حد نصاب و مرحلهٔ دوم کسب کند، نه به نسبتی که حزب از کل آرا برده باشد.

پس ممکن است هر ده نفر یک فهرست در حوزهٔ ده‌کرسی رأی بالا بیاورند و هر ده کرسی را ببرند. این نتیجه شبیه تناسب نیست؛ نتیجهٔ تمرکز رأی در روش چندنامی است. ممکن هم هست فهرست رأی را شکسته باشد و فقط سه نفرش بالا بایستند. حزب در این حالت «سی درصد کرسی‌ها سهم من است» ندارد. سه نفرش رأی شخصی کافی آورده‌اند.

اگر روزی قانون صریحاً بگوید کرسی‌های فلان حوزه بر اساس سهم فهرست و با فرمول معین تقسیم می‌شود، آن روز روش همان حوزه تناسبی شده است. تا آن جمله در قانون لازم‌الاجرا نباشد، نباید نتایج را با واژهٔ تناسبی توضیح داد. واژهٔ دقیق برای وضع جاری، رقابت اکثریتی چندنامی همراه با امکان اعلام فهرست است.

شورای شهر و روستا هم در قانون شوراها با اکثریت نسبی انتخاب می‌شوند، نه با فرمول سهم فهرستی. جمعیت شهر فقط تعداد کرسی را تعیین می‌کند. روش پر کردن کرسی هنوز رتبهٔ رأی اشخاص است. پس حتی اگر در یک شهر فهرست انتخاباتی تبلیغ شود، نباید درصد رأی فهرست را مساوی درصد کرسی فرض کرد، مگر قانون همان انتخابات چیز دیگری گفته باشد.

مثال ساده بدون عدد ساختگی از یک شهر واقعی

فرض کنید حوزه‌ای سه کرسی دارد و روشش چندنامی اکثریتی است. هر رأی‌دهنده تا سه نام می‌نویسد. جریان الف چهار نامزد معرفی کرده و حامیانش هر سه رأی را روی سه نام اول متمرکز کرده‌اند. جریان ب رأی قابل توجهی دارد ولی آن را بین شش نام پخش کرده است. ممکن است هر سه منتخب از جریان الف باشند، حتی اگر جریان ب در مجموع محبوبیت کمتری نداشته باشد. این «نابرابری» نقص اجرا نیست. نتیجهٔ قاعده است.

حالا همان حوزه را تناسبی فرض کنید، با یک آستانهٔ ورود. اگر سهم معتبر الف شصت درصد و ب چهل درصد باشد و هر دو از آستانه گذشته باشند، کرسی‌ها نزدیک به دو و یک تقسیم می‌شوند، بسته به فرمول گرد کردن. شخص رتبهٔ آخر فهرست الف ممکن است با رأی شخصی کمتر از ستارهٔ فهرست ب به مجلس برود، چون سهم فهرست هنوز جا دارد. این هم نقص اجرا نیست. نتیجهٔ قاعدهٔ دیگر است.

هیچ‌کدام از این دو فرض، عدد واقعی یک حوزهٔ مشخص ایران نیست. مثال برای دیدن منطق است. برای حوزهٔ واقعی باید صورت‌جلسهٔ همان دوره را خواند: تعداد کرسی، مرحلهٔ اول یا دوم، و رأی هر نام. آن خواندن در حوزهٔ انتخابیه و مقایسهٔ سوابق آمده است.

اثر روش بر رفتار نامزد و رأی‌دهنده

در روش اکثریتی چندنامی، نامزد به رأی شخصی و به ائتلافی نیاز دارد که حامیان را به نوشتن نام او، نه فقط نام ستارهٔ فهرست، ترغیب کند. ستارهٔ فهرست ممکن است بخش بزرگی از ظرفیت برگه را پر کند و همیارانش پایین بمانند. تبلیغات فردمحور در این روش عقلایی است.

در روش تناسبی فهرست‌محور، نامزد به رتبه در فهرست و به رأی کل حزب نیاز دارد. رقابت اصلی ممکن است قبل از روز رأی، داخل حزب، برای رتبه‌بندی رخ بدهد. رأی‌دهنده اگر از شخص رتبهٔ بالا ناراضی باشد، ابزارش عوض کردن کل فهرست است، نه خط زدن یک نام، مگر فهرست باز باشد.

خرید رأی، رأی سفید، و رأی باطله در هر دو روش اثر دارند، ولی جایشان فرق می‌کند. در اکثریتی با حد نصاب بیست درصد، رأی سفیدی که جزو آرای مأخوذه است و به نامزد نمی‌رسد، رسیدن به کف را سخت‌تر می‌کند. در تناسبی، تعریف «رأی معتبر فهرست» تعیین می‌کند که سفید و باطله داخل مخرج سهم هستند یا نه. این تعریف را باید از همان قانون خواند، نه از قیاس با مجلس. شرح سفید و باطله در قانون فعلی مجلس و شورا در رأی سفید و رأی باطله است.

چطور در خبر واژه را دقیق به کار ببریم

بگویید «بیشترین رأی را آورد» وقتی روش اکثریتی است. بگویید «سهم فهرست به کرسی تبدیل شد» فقط وقتی فرمول تناسبی در قانون همان انتخابات هست. بگویید «فهرست اعلام کرد» برای معرفی حزبی، بدون اینکه اعلام فهرست را مساوی پیروزی تناسبی بگیرید. بگویید «به مرحلهٔ دوم رفت» وقتی حد نصاب مرحلهٔ اول پر نشده، و این جمله را با «حذف شد» عوض نکنید.

رسانه اگر برای هر رقابت چندنفره واژهٔ تناسبی را تزئینی به کار ببرد، خواننده انتظار سهمیه پیدا می‌کند و بعد نتیجه را تقلب می‌خواند. بخش بزرگی از بدبینی به شمارش آرا، از ندانستن قاعده می‌آید نه از مشاهدهٔ تخلف. تخلف را باید با صورت‌جلسه و هیئت نظارت پیگیری کرد. قاعده را باید قبل از روز رأی توضیح داد. نقش هیئت‌ها در هیئت نظارت و هیئت اجرایی است.

اشتباه‌های رایج

اول: هر فهرست را روش تناسبی دانستن. دوم: جمع کردن درصد منتخبان یک حوزهٔ چندکرسی و مقایسه با صد. سوم: گفتن اینکه حد نصاب بیست درصد یعنی «نمایندگی اکثریت مردم». بیست درصد کف مرحلهٔ اول است، نه ادعای رضایت همگانی. چهارم: مقایسهٔ درصد رأی یک نامزد تناسبیِ فرضی با درصد یک نامزد چندنامی، بدون یکسان کردن مخرج. پنجم: تحقیر یکی از دو روش به‌عنوان ناعادلانهٔ مطلق. هر دو معامله‌اند بین پاسخگویی محلی و انعکاس تنوع. قانون‌گذار یکی را انتخاب می‌کند و مردم حق دارند پیامدش را بدانند.

وقتی خبر، فهرست را با نتیجه عوضی جمع می‌بندد

فرض کنید حزبی اعلام کند «فهرست ما در حوزهٔ پنج‌کرسی رأی آورد.» این جمله تا وقتی رأی هر نام کامل نشود، نتیجه نیست. ممکن است هر پنج نام از حد نصاب مرحلهٔ اول گذشته باشند. ممکن است سه نفر گذشته باشند و دو کرسی به مرحلهٔ دوم رفته باشد و در مرحلهٔ دوم یکی از همان فهرست و یکی از بیرون فهرست آمده باشد. ممکن است فهرست تبلیغاتی ده نفره بوده و فقط دو نفرش بالا ایستاده باشد. در هر سه حالت، جملهٔ اول حزب غلط نیست به‌عنوان شعار، و برای بایگانی ناکافی است.

روش تناسبی اگر حاکم بود، جملهٔ درست شکل دیگری داشت: سهم فهرست از آرای معتبر چند درصد شد، از آستانه گذشت یا نه، و فرمول چند کرسی داد. چون در قانون مبنای این مقاله آن فرمول حاکم نیست، خبرنگار نباید برای ساده‌نویسی به آن شکل پناه ببرد. ساده‌نویسی درست این است: «از پنج کرسی، سه نفر در مرحلهٔ اول انتخاب شدند و دو کرسی به مرحلهٔ دوم رفت.» این جمله روش را تحریف نمی‌کند.

رأی‌دهنده هم اگر بداند برگه‌اش سهمیهٔ حزبی نمی‌سازد، وقت محدود تبلیغات را صرف شناختن نام‌ها می‌کند نه فقط شناختن نشان فهرست. این تغییر رفتار، فایدهٔ عملی دانستن خانوادهٔ روش است. ندانستن آن، یا رأی‌دهنده را به نوشتن سی نام تصادفی می‌کشاند یا به خط زدن کل رقابت.

جمع‌بندی

روش اکثریتی کرسی را به نامزد جلوتر می‌دهد و پیوند نماینده با حوزه را پررنگ می‌کند، به قیمت ضعف اقلیت پراکنده. روش تناسبی کرسی را به سهم فهرست نزدیک می‌کند، به قیمت کم‌رنگ شدن پاسخگویی یک شخص به یک محله. قانون انتخابات مجلس در چارچوب این مقاله از خانوادهٔ اول است: حد نصاب بیست درصد در مرحلهٔ اول، اکثریت نسبی در مرحلهٔ دوم و میان‌دوره، و فهرست حزبی به‌عنوان ابزار معرفی نه فرمول تقسیم کرسی. شورای شهر هم با اکثریت نسبی انتخاب می‌شود. واژهٔ تناسبی را برای روزی بگذارید که فرمول سهم کرسی در قانون لازم‌الاجرا نوشته شده باشد.

پرسش‌های متداول

انتخابات مجلس ایران تناسبی است؟

در قانون انتخاباتی که مبنای این مقاله است، خیر. رقابت از نوع اکثریتی است و در حوزه‌های چندکرسی، چندنامی. اعلام فهرست توسط حزب این روش را تناسبی نمی‌کند.

اکثریت نسبی یعنی چه؟

یعنی از میان نامزدهای حاضر در همان مرحله، کسی که رأی بیشتری دارد برنده است، حتی اگر رأی‌اش به یک کف درصدی نرسیده باشد. مرحلهٔ دوم و میان‌دورهٔ مجلس با این قاعده تعیین تکلیف می‌شود.

اگر دو روش را قاطی کنیم چه خطایی پیش می‌آید؟

یا برای یک فهرست سهم کرسی مطالبه می‌شود که قانون نداده، یا نتیجهٔ تمرکز رأی در حوزهٔ چندکرسی به غلط «تقلب در سهم» تعبیر می‌شود.

شورای شهر با کدام روش انتخاب می‌شود؟

قانون شوراها انتخاب اعضای شورای روستا و شهر را مستقیم، عمومی، با رأی مخفی و با اکثریت نسبی می‌داند. تعداد اعضا تابع جمعیت است و روش پر کردن کرسی، رتبهٔ رأی اشخاص است.

مقاله‌های مرتبط

منابع پایه: مواد قانون انتخابات مجلس دربارهٔ حد نصاب مرحلهٔ اول، مرحلهٔ دوم، میان‌دوره و فهرست احزاب؛ مادهٔ مربوط به اکثریت نسبی در قانون تشکیلات شوراها. هر اصلاح بعدیِ روش تقسیم کرسی را از متن رسمی همان اصلاح بخوانید.