حد نصاب رأی در انتخابات مجلس و شورا
در مرحله اول مجلس، منتخب باید حداقل بیست درصد آرا را بیاورد. شورا با اکثریت نسبی انتخاب میشود. فرق این دو حد نصاب را دقیق بخوانید.
حد نصاب رأی، کفی است که قانون برای «منتخب شدن» میگذارد. بدون این کف، هر کس از بقیه رأی بیشتری دارد نماینده است، حتی اگر بخش بزرگی از برگهها به او نرسیده باشد. با این کف، جلو بودن از رقبا کافی نیست و باید از یک خط عددی هم عبور کرد. انتخابات مجلس شورای اسلامی این خط را در مرحلهٔ اول دارد. انتخابات شوراهای شهر و روستا، در قاعدهٔ عمومی خود، این خط را ندارد و با اکثریت نسبی تمام میشود. یکی دانستن این دو، یا باعث میشود برندهای را بازنده بخوانید، یا بازندهای را که فقط به مرحلهٔ دوم رفته حذفشده فرض کنید.
عددهای این مقاله از قانون انتخابات مجلس و قانون شوراها برداشته شده است. اصلاح قانون، عدد را عوض میکند. پیش از نقل در خبر، متن لازمالاجرا را دوباره ببینید.
مرحلهٔ اول مجلس: حداقل بیست درصد
مادهٔ مربوط در قانون انتخابات مجلس میگوید فرد منتخب در مرحلهٔ اول باید حداقل بیست درصد کل آرا را کسب کند. بیست درصد همان یکپنجم است. «کل آرا» در این محاسبه با رأی یک نامزد خاص عوض نمیشود. مخرج، آرای مأخوذهٔ حوزه است، نه تعداد واجدان شرایط و نه فقط آرای صحیحِ آن نامزد.
تبصرهٔ همان قانون نکتهای دارد که در میزگردها گم میشود: آرای باطل مأخوذه در حد نصاب انتخاب نماینده محاسبه نمیگردد. رأی سفید، رأی ناخوانا، و رأیی که کلاً نام غیر از نامزدهای تأییدشده داشته باشد، در دستهای قرار میگیرند که باطلاند ولی جزو آرای مأخوذه شمرده میشوند. اثر دقیق این دستهبندی بر مخرج را باید با دستور شمارش همان دوره تطبیق داد، ولی اصل سیاسی روشن است: برگهٔ سفید به هیچ نامزدی کمک نمیکند تا از خط بیست درصد رد شود. شرح انواع باطل در رأی سفید و رأی باطله آمده است.
بیست درصد به معنی رضایت اکثریت مردم حوزه نیست. به معنی حداقل پذیرش برای قطعی شدن کرسی در دور اول است. نامزدی میتواند با بیست و یک درصد منتخب مرحلهٔ اول شود، در حالی که هفتاد و نه درصد برگهها نام او را ندارد. این نتیجه در حوزهٔ شلوغ و چندکرسی عجیب نیست، چون هر رأیدهنده چند نام مینویسد و رأیها پخش میشود. روش کلی را در رأی اکثریتی و رأی تناسبی گذاشتهایم.
اگر بیست درصد پر نشد: مرحلهٔ دوم
اگر برای یک یا چند کرسی، هیچ نامزدی به یکپنجم نرسد، انتخابات دو مرحلهای میشود. از میان کسانی که به کف نرسیدهاند، به تعداد دو برابر نمایندگانِ هنوز مورد نیاز، آنها که بیشترین رأی مرحلهٔ اول را دارند به مرحلهٔ دوم میروند. اگر باقیمانده کمتر از این دو برابر باشد، همهٔ همان باقیمانده میروند. اگر تعداد باقیمانده مساوی یا کمتر از کرسیهای خالی باشد، مرحلهٔ دوم برگزار نمیشود و همان نامزدها با رأی مرحلهٔ اول به مجلس راه مییابند.
در مرحلهٔ دوم، انتخاب با اکثریت نسبی به هر میزان است. یعنی کف بیست درصد برداشته میشود و جلو بودن از رقیب همان مرحله کافی است. رأیدهندگان مرحلهٔ دوم باید در همان حوزهای رأی بدهند که در مرحلهٔ اول رأی دادهاند. کسی که در مرحلهٔ اول در هیچ حوزهای رأی نداده، میتواند در مرحلهٔ دوم شرکت کند. این قید جلوی جابهجایی رأیدهنده بین حوزهها را میگیرد.
مساوی شدن آرا با قرعه در جلسهٔ مشترک هیئت اجرایی و هیئت نظارت مرکز حوزه تعیین میشود. قرعه ابزار استثنایی است، نه روش عادی. نامزدها یا نمایندگانشان میتوانند حاضر باشند.
میاندورهٔ مجلس کف بیست درصد ندارد
قانون صریح است که انتخاب در مرحلهٔ دوم و همچنین انتخابات میاندورهای با اکثریت نسبی به هر میزان است. پس کرسی جبرانی را با خطکش مرحلهٔ اول نسنجید. مشارکت میاندوره اغلب کمتر است و اگر کف بیست درصد را آنجا هم بگذارند، کرسی مدتها خالی میماند. قانون این معامله را به سود پر شدن کرسی کرده است. خود میاندوره، زمان برگزاری، و اینکه چه کسی حق رأی دارد در میاندوره چیست آمده است.
یک تبصرهٔ اجرایی هم هست: مرحلهٔ اول و میاندوره وقتی برگزار میشود که تعداد نامزدها حداقل دو برابر کرسیها باشد. اگر این کف جمعیتیِ نامزد وجود نداشته باشد، رقابت از نظر قانون ناقص است. این شرط را با حد نصاب رأی عوضی نگیرید. یکی دربارهٔ تعداد داوطلب است و دیگری دربارهٔ درصد برگهها.
شورای شهر و روستا: اکثریت نسبی
قانون شوراها میگوید انتخاب اعضای شورای روستا و شهر مستقیم، عمومی، با رأی مخفی و با اکثریت نسبی آراست. در این قاعده، رتبهٔ رأی تا سقف تعداد اعضا تعیینکننده است، نه عبور از بیست درصد. شهر دهکرسی، ده نفر اول را میخواهد، به ترتیبی که آرایشان اجازه میدهد، و علیالبدلها پشت سر همان ترتیب میایستند.
این تفاوت عملی بزرگ است. نامزد شورا ممکن است با درصدی پایینتر از بیست، چون رقبا پراکندهاند، عضو شورا شود و همان روز نامزد مجلس در همان شهر به مرحلهٔ دوم برود. هر دو نتیجه میتواند قانونی باشد. عنوان «برندهٔ شهر» بدون گفتن کدام انتخابات، عنوان ناقص است.
تعداد اعضای شورا حد نصاب رأی نیست. تعداد صندلی است و به جمعیت بستگی دارد. شهر تا پنجاه هزار نفر پنج عضو اصلی دارد و تهران بیست و یک عضو. روستاهای تا هزار و پانصد نفر سه عضو اصلی دارند و روستاهای بزرگتر پنج عضو. این عددها حجم رقابت را عوض میکنند، نه فرمول برنده شدن را. جمعیت را با درصد رأی قاطی نکنید.
هیئت نظارت شورا هم غیر از هیئت نظارت مجلس است. اختلاف بر سر شمارش باید به همان هیئت برود، نه به قاعدهٔ بیست درصد مجلس. تفکیک هیئتها در هیئت نظارت و هیئت اجرایی است.
مثال حسابی کوچک
حوزهٔ مجلسی را فرض کنید که ده هزار رأی مأخوذه دارد و یک کرسی. خط مرحلهٔ اول دو هزار رأی است. نامزدی با ۱۹۵۰ رأی، حتی اگر از همه جلوتر باشد، منتخب مرحلهٔ اول نیست و کار به مرحلهٔ دوم میرود، مگر حالت خاص تبصرهای که تعداد نامزد باقیمانده کرسی را پر کند. نامزدی با ۲۱۰۰ رأی، اگر در رتبهٔ کرسی باشد، منتخب مرحلهٔ اول است.
همان شهر اگر برای شورا پنج کرسی داشته باشد و نفر پنجم ۱۱۰۰ رأی آورده باشد، ممکن است عضو شورا شود چون قاعده اکثریت نسبی و رتبه است. این ۱۱۰۰ رأی را با خط دو هزارتایی مجلس مقایسه نکنید. مخرج، تعداد نام قابل نوشتن، و تعریف آرای مأخوذه در دو انتخابات یکی نیست.
مثال ساختگی است تا حساب دیده شود. برای حوزهٔ واقعی از صورتجلسه استفاده کنید، نه از گرد کردن خبر.
مشارکت و حد نصاب دو چیزند
درصد مشارکت یعنی نسبت رأیدهندگان به واجدان شرایط، با تعریفی که ستاد انتخابات همان دوره اعلام میکند. حد نصاب نمایندگی یعنی نسبت رأی نامزد به آرای مأخوذه، طبق مادهٔ قانون. ممکن است مشارکت پایین باشد و نامزد راحت از بیست درصد برگههای ریختهشده عبور کند. ممکن است مشارکت بالا باشد و رأیها چنان پخش شود که هیچکس به کف نرسد. جملهٔ «مشارکت بالا یعنی نماینده قویتر است» همیشه درست نیست. قوت نمایندگی در مرحلهٔ اول را کف قانونی و رتبه با هم میگویند.
رأی سفید در این میان ابزار اعتراض هم هست، ولی ابزار بیهزینه برای حساب نهایی نیست. چون به نامزد کمک نمیکند و در دستهبندی آرای مأخوذه اثر خودش را دارد. کسی که سفید میاندازد نباید انتظار داشته باشد نامزد محبوبش را به بیست درصد نزدیک کرده باشد.
اشتباههای رایج
اول: اعمال بیست درصد بر شورای شهر. دوم: اعمال بیست درصد بر مرحلهٔ دوم و میاندورهٔ مجلس. سوم: حساب کردن بیست درصد از واجدان شرایط بهجای کل آرا. چهارم: اعلام حذف نامزدی که به مرحلهٔ دوم رفته است. پنجم: جمع کردن درصد چند منتخب و نتیجهگیری که «بیش از صد درصد شده پس تقلب است». در حوزهٔ چندکرسی هر برگه چند نام دارد. ششم: نادیده گرفتن تبصرهای که اگر نامزد باقیمانده کمتر یا مساوی کرسی خالی باشد، همان رأی مرحلهٔ اول کافی است.
صورتجلسه را با این ترتیب بخوانید
برای هر حوزه، اول تعداد کرسی و تعداد منتخب مرحلهٔ اول را جدا کنید. اگر این دو برابرند، همه از کف بیست درصد گذشتهاند یا تبصرهای در کار بوده که مرحلهٔ دوم را منتفی کرده است. اگر کمترند، کرسی باقیمانده را با نام کسانی ببینید که به مرحلهٔ دوم رفتهاند و تعدادشان را با قاعدهٔ «دو برابر مورد نیاز» تطبیق دهید. اگر تعداد راهیافتگان به مرحلهٔ دوم کمتر از این سقف است، یا باقیمانده همین قدر بوده یا کسی انصراف داده است. انصراف باید در صورتجلسه باشد نه در شایعه.
دوم، مخرج را پیدا کنید. کل آرای مأخوذه باید جایی نوشته شده باشد و آرای باطل مأخوذه جدا. اگر فقط «آرای صحیح» منتشر شده و بیست درصد از روی آن حساب شده، بپرسید تعریف صحیح در آن دوره شامل چه بوده است. اختلاف تعریف، اختلاف نتیجه در حوزههای مرزی است، همانجا که نامزد چند رأی پایین یا بالا خط ایستاده است.
سوم، مرحلهٔ دوم را با مشارکت جدا بخوانید. جامعهٔ رأیدهنده محدودتر است و کف درصدی برداشته شده. نفر اول مرحلهٔ دوم ممکن است رأی خام کمتری از نفر دوم مرحلهٔ اول داشته باشد و با این حال منتخب قانونی باشد. این پارادکس ظاهری، نتیجهٔ دو قاعدهٔ متفاوت در دو روز است نه خطای جمع.
چهارم، برای شورا اصلاً دنبال خط بیست درصد نگردید. رتبه و تعداد اعضا و علیالبدل را بخوانید. اگر منبعی برای شورا از بیست درصد حرف زد، یا قانون عوض شده و باید متن جدید را دید، یا منبع قاعدهٔ مجلس را به صندوق دیگری چسبانده است. دومی رایجتر است.
جمعبندی
مجلس در مرحلهٔ اول کف بیست درصد کل آرا را گذاشته و اگر پر نشد، مرحلهٔ دوم با اکثریت نسبی و با دو برابر نامزدهای مورد نیاز تشکیل میشود. میاندوره هم اکثریت نسبی است. شورا از اصل با اکثریت نسبی و بدون این کف تمام میشود. این تفاوت، جزئیات فنی نیست. تعیین میکند چه کسی همان شب نماینده است و چه کسی باید یک بار دیگر رقابت کند. خبر، پروندهٔ نامزد، و مقایسهٔ دورهها بدون گفتن مرحله و نوع انتخابات، عدد خام را به نتیجهٔ دروغ تبدیل میکند.
در حوزههای چندکرسی، توزیع رأی داخل یک جریان سیاسی هم بر عبور از بیست درصد اثر دارد. اگر حامیان همهٔ نامها را پراکنده بنویسند، ممکن است هیچکدام به کف نرسد و همه به مرحلهٔ دوم بروند. اگر رأی را روی تعدادی برابر کرسی متمرکز کنند، همان تعداد ممکن است در مرحلهٔ اول قطعی شود. این تمرکز، مهندسی غیرقانونی نیست. استفاده از قاعدهٔ چندنامی است، به شرط آنکه خرید رأی و اجبار در کار نباشد. تحلیل نتیجه بدون دیدن این انتخابِ ستادها، فقط به «مردم نخواستند» ختم میشود و نصف واقعیت را حذف میکند.
برای شورا، تمرکز رأی رتبه را عوض میکند ولی خط بیست درصد وجود ندارد. ستادی که گمان کند باید حتماً یکپنجم شهر را داشته باشد وگرنه عضو شورا نمیشود، یا نامزدها را بیجهت کنار میکشد یا بعد از نتیجه، قانون را متهم میکند. آموزش این فرق، پیش از تبلیغات، بخشی از سواد انتخاباتی است نه جزئیات مخصوص حقوقدانها.
پرسشهای متداول
بیست درصد از کل مردم شهر است؟
نه. قانون از کل آرا حرف میزند، یعنی برگههای مأخوذه در همان حوزه، با قیدهایی که آرای باطل غیرمأخوذه را جدا میکند. جمعیت شهر مخرج این کسر نیست.
نفر اول اگر نوزده درصد داشته باشد نماینده است؟
در مرحلهٔ اول مجلس، نه. جلو بودن از رقبا جای کف قانونی را نمیگیرد. تکلیف به مرحلهٔ دوم یا به تبصرههای همان ماده موکول میشود.
حد نصاب شورای شهر چند درصد است؟
قاعدهٔ عمومی، درصد ثابت نیست. اکثریت نسبی است: رتبههای بالاتر تا سقف تعداد اعضا انتخاب میشوند.
رأی سفید به حد نصاب کمک میکند؟
رأی سفید به نام هیچ نامزدی نوشته نمیشود. در قانون مجلس جزو برگههایی است که باطلاند و جزو آرای مأخوذه محسوب میشوند، و آرای باطل مأخوذه در حد نصاب نماینده محاسبه نمیشوند. سفید، برگهٔ برنده ساختن یک نامزد نیست.
مقالههای مرتبط
منابع پایه: مواد قانون انتخابات مجلس دربارهٔ بیست درصد، مرحلهٔ دوم، قرعه، و میاندوره؛ مادهٔ اکثریت نسبی و مواد تعداد اعضا در قانون شوراها. صورتجلسهٔ هر حوزه بر مثالهای آموزشی مقدم است.