تفاوت نمایندهٔ مجلس و عضو شورای شهر
نماینده مجلس قانون ملی مینویسد و عضو شورای شهر بر شهرداری نظارت میکند. تفاوت حوزه، دوره، اختیارات و حد انتظار مردم را اینجا ببینید.
نمایندهٔ مجلس و عضو شورای شهر هر دو با رأی مردم انتخاب میشوند، هر دو دورهٔ چهارساله دارند، و هر دو در گفتار روزمره «منتخب مردم» نامیده میشوند. همین شباهت، تفاوت کارشان را پاک میکند. نماینده در قوهٔ مقننه مینشیند و بر قانون سراسری اثر میگذارد. عضو شورای شهر در نهاد محلی مینشیند و بر شهرداری همان شهر نظارت میکند. یکی بودجهٔ کشور را در قالب قانون بودجه بررسی میکند؛ دیگری بودجهٔ شهرداری را تصویب میکند. اگر این دو را یکی بگیرید، هم از نماینده کار شهردار میخواهید و هم از عضو شورا انتظار قانون مجازات یا سیاست خارجی دارید.
این مقاله نقشهٔ تفاوت است، نه خبر یک انتخابات. عددها و شرطها از قانون اساسی، قانون انتخابات مجلس، و قانون تشکیلات شوراهای اسلامی آمده است. اگر قانون اصلاح شود، متن رسمی مقدم است.
دو انتخاب، دو قانون، دو ناظر
مجلس شورای اسلامی در قانون اساسی تعریف شده است. نمایندگانش با رأی مستقیم و مخفی از حوزههای انتخابیه میآیند و عدهٔ آنها در قانون انتخابات ۲۹۰ نفر است. نظارت بر انتخابات مجلس با شورای نگهبان است و مسیر اجرا با وزارت کشور و هیئتهای اجرایی حوزه.
شوراهای اسلامی شهر و روستا هم در قانون اساسی، از جمله اصل یکصدم، پیشبینی شدهاند: ادارهٔ امور محلی با شورایی که اعضای آن را مردم همان محل انتخاب میکنند. قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراها جزئیات را گفته است. دورهٔ فعالیت شوراهای شهر و روستا چهار سال است. نکتهای که خیلیها جا میاندازند این است که انتخابات شورا تنها انتخابات سراسری بزرگ کشور است که نظارت شورای نگهبان بر آن حاکم نیست. هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات شوراها و هیئتهای استانی و شهرستانی این کار را میکنند و اجرا همچنان با وزارت کشور است. پس حتی روز رأی، اگر همزمان باشد، دو نظام نظارت کنار هم قرار میگیرند نه یک نظام.
رأیدهنده ممکن است در یک روز هم به نامزد مجلس برگه بدهد و هم به نامزد شورا. این همزمانی اداری است. ماهیت دو برگه یکی نیست. حوزهٔ مجلس ممکن است چند شهرستان را بگیرد. حوزهٔ شورای شهر، همان شهر است و حوزهٔ شورای روستا، همان روستا. کسی که در روستا زندگی میکند عضو شورای شهر مرکز شهرستان را انتخاب نمیکند، مگر قانون سکونت و محل رأی چیز دیگری گفته باشد. برای نقشهٔ این لایهها استان، شهرستان و حوزه را ببینید.
نماینده چه کاری از او برمیآید
نماینده پس از تصویب اعتبارنامه در قانونگذاری شرکت میکند. طرح میدهد، به لایحه رأی میدهد، در کمیسیون عضو میشود، از وزیر سؤال میکند، در تحقیق و تفحص رأی میدهد، و در رأی اعتماد یا عدم اعتماد به وزیران نقش دارد. محصول کار او، اگر از صحن و شورای نگهبان بگذرد، قانون است و قانون در سراسر کشور اثر دارد. مسیر این محصول در مجلس چگونه قانون میسازد آمده است.
نماینده شهردار انتخاب نمیکند. بودجهٔ شهرداری را تصویب نمیکند. پروانهٔ ساختمان صادر نمیکند. عوارض محلی وضع نمیکند. نامهاش به یک وزارتخانه ممکن است پروندهای را از رکود درآورد، ولی آن نامه جایگزین مصوبهٔ دولت یا رأی دادگاه نیست. حوزهٔ انتخابیهاش پایگاه سیاسی اوست، نه قلمرو فرماندهی اجرایی. توضیح همین حوزه در حوزهٔ انتخابیه چیست است.
شرط ورود به رقابت مجلس هم سنگینتر از شوراست. در قانون فعلی انتخابات مجلس، نامزد هنگام ثبتنام باید حداقل سی سال و حداکثر هفتاد و پنج سال تمام داشته باشد، مدرک کارشناسی ارشد یا معادل آن را داشته باشد، و گواهی حداقل پنج سال سابقهٔ اجرایی، آموزشی، پژوهشی یا قضایی بیاورد. عضو شورای شهر با شرط سنی بیست و پنج سال تمام وارد رقابت میشود و مدرک تحصیلیاش به اندازهٔ شهر وابسته است، نه یک سقف واحد کارشناسی ارشد. جزئیات هر کدام جدا نوشته شده است: شرایط نامزدی مجلس و شرایط نامزدی شورا.
عضو شورای شهر چه کاری از او برمیآید
شورای شهر پارلمان کوچک کشور نیست. قانون، وظایف را محلی تعریف کرده است: انتخاب شهردار و معرفی او برای صدور حکم، تصویب بودجهٔ شهرداری، نظارت بر کار شهرداری، تصویب برخی عوارض و مقررات محلی در چارچوب قانون، و پیگیری امور رفاهی همان شهر. شورا حق ندارد در نصب و عزل کارمندان شهرداری دخالت کند یا به آنها دستور بدهد. اعضای شورا و بستگان درجهٔ یک آنها حق معامله با شهرداری و شرکتهای وابسته را ندارند. این ممنوعیتها برای این است که نظارت به بنگاهداری تبدیل نشود.
بودجهای که شورا تصویب میکند بودجهٔ شهرداری است، نه ردیفهای بودجهٔ کل کشور. اگر پلیس، آموزش و پرورش، یا ارتش در شهر ساختمان دارند، شورا مدیر آن دستگاهها نیست. اگر مردم از قطع آب یا رویهٔ یک ادارهٔ ملی گله دارند، عضو شورا میتواند پیگیری محلی کند، ولی ابزار قانونیاش سؤال از وزیر و اصلاح قانون نیست. آن ابزار مال نمایندهٔ مجلس است.
تعداد اعضا به جمعیت شهر بسته است. شهرهای تا پنجاه هزار نفر پنج عضو اصلی دارند. پلهها تا شهرهای بالای دو میلیون نفر به پانزده عضو میرسد. تهران بیست و یک عضو اصلی دارد. ملاک جمعیت، آخرین سرشماری رسمی است. این عددها در شورای شهر چه اختیاراتی دارد با فهرست کارها و غیرکارها آمده است. شورای روستا نهاد سوم است و نباید با شورای شهر عوض شود: شورای روستا و شورای شهر.
دوره، جایگزینی و افتادن از صندلی
هر دو دوره چهار سالهاند، ولی نقطهٔ شروع تقویمشان یکی نیست. دورهٔ مجلس چهار سال است و آغاز رسمی هر دوره به افتتاح و اعتبارنامهها بند است. دورهٔ شوراهای شهر و روستا در قانون از ۱۴ مرداد آغاز و در ۱۳ مرداد چهار سال بعد تمام میشد؛ اصلاحیههای بعدی برای دورهٔ ششم و هفتم تاریخ دیگری گذاشتهاند. پس «چهار سال» مشترک است و «روز آغاز» را باید از همان قانون دوره خواند، نه از حافظهٔ انتخاباتی.
اگر نمایندهٔ مجلس فوت کند، استعفا بدهد، یا انتخابات حوزهاش باطل شود، کرسی با میاندوره پر میشود و آن میاندوره اغلب به انتخابات سراسری بعدی گره خورده است، مگر تعداد نمایندگان از چهارپنجم مجموع کمتر شود. اگر عضو شورای شهر استعفا بدهد، فوت کند، یا سلب عضویت شود، عضو علیالبدل به ترتیب آرا جایگزین میشود. علیالبدل در مجلس، به این شکل، وجود ندارد. این یکی از تمیزترین تفاوتهای عملی دو نهاد است. مردم شهر برای خالی ماندن صندلی شورا منتظر انتخابات کشور نمیمانند؛ نفر بعدی همان برگهٔ رأی بالا میآید. توضیح میاندورهٔ مجلس در میاندوره چیست است.
رأی مردم در دو برگه یک جور شمرده نمیشود
در شورای شهر و روستا، انتخاب با رأی مستقیم، عمومی، مخفی و اکثریت نسبی است. کسی که رأی بیشتر را در رقابت همان شهر آورده، در چارچوب تعداد کرسیها عضو میشود. حد نصاب بیستدرصدِ مرحلهٔ اول مجلس اینجا قاعدهٔ عمومی نیست.
در مجلس، منتخب مرحلهٔ اول باید حداقل بیست درصد کل آرا را داشته باشد. اگر کرسی خالی بماند، مرحلهٔ دوم با اکثریت نسبی برگزار میشود. میاندورهٔ مجلس هم با اکثریت نسبی است. پس یک نامزد میتواند در شهر خود برای شورا نفر اول باشد و همان روز برای مجلس به مرحلهٔ دوم برود، یا برعکس. مقایسهٔ «برندهٔ شهر» بدون گفتن کدام برگه، جملهٔ ناقص است. روشها در حد نصاب رأی کنار هم گذاشته شدهاند.
رأی سفید و رأی ناخوانا در هر دو قانون جزو آرای مأخوذه حساب میشوند و به نامزد نمیرسند، ولی اثرشان بر حد نصاب مجلس جدیتر است، چون بیست درصد از کل آرا محاسبه میشود و آرای باطل مأخوذه داخل آن حد نصاب نمیآید. جزئیات در رأی سفید و رأی باطله است.
پول، ستاد و مهلت تبلیغات
مهلت فعالیت تبلیغاتی نامزدهای مجلس هشت روز پیش از روز اخذ رأی شروع میشود و بیست و چهار ساعت پیش از اخذ رأی تمام میشود. برای نامزدهای شورا نیز قانون اصلاحشده همین پنجرهٔ هشتروزه تا بیستوچهار ساعت مانده به رأی را گذاشته است. شباهت مهلت به معنی شباهت مقیاس نیست. ستاد یک حوزهٔ چندکرسی استانی با ستاد یک شهر پنجاههزارنفری از زمین تا آسمان فرق هزینه و مخاطب دارد. قواعد مشترکِ ممنوعیت خرید رأی، استفاده از امکانات دولتی، و تخریب، در هر دو وجود دارد و در تبلیغات انتخاباتی جمع شده است.
یک تفاوت سیاسی: نماینده بعد از ورود به مجلس ممکن است به فراکسیون و کمیسیون برود. فراکسیون جمع سیاسی نمایندگان است و کمیسیون اتاق بررسی تخصصی لوایح. عضو شورای شهر فراکسیون پارلمانی ندارد. ممکن است در شورا اکثریت و اقلیت محلی شکل بگیرد، ولی آن اکثریت حق قانون ملی ندارد. تفاوت کمیسیون و فراکسیون مربوط به مجلس است: فراکسیون چیست.
توقع معقول از هر کدام
از نمایندهٔ مجلس معقول است بپرسید به کدام طرح رأی داده، در کدام کمیسیون بوده، در بودجهٔ ملی چه موضعی داشته، و به حوزهٔ خودش چه گزارش داده است. نامعقول است که پروانهٔ یک ساختمان، عزل یک کارمند شهرداری، یا تعیین عوارض نوسازی را از او بخواهید.
از عضو شورای شهر معقول است بپرسید بودجهٔ شهرداری را دیده یا نه، شهردار را با چه استدلالی انتخاب کرده، و نظارت بر قراردادهای شهری چقدر علنی بوده است. نامعقول است که تغییر یک مادهٔ قانون تجارت یا رأی اعتماد به وزیر را از او بخواهید.
نامههای مردمی اغلب هر دو را قاطی میکند، چون مردم با «مسئول شهر» کار دارند نه با نمودار قوا. کار رسانه و پروندهٔ اشخاص این است که مسیر رجوع را درست کند. در سیاستمدار، نماینده در مسیر مجلس و حوزه دیده میشود (/parliaments و /electoral-districts/) و انتخابات شورا مسیر جدا دارد (/villages-city-councils/elections). پروندهٔ یک شخص اگر هر دو سابقه را داشته باشد باید این دو خط را جدا نشان بدهد، وگرنه خواننده فکر میکند عضویت شورا همان نمایندگی مجلس در مقیاس کوچک است.
اشتباههای رایج
اول: گفتن «نمایندهٔ شورای شهر». این ترکیب، دو عنوان را در یک کلمه له میکند. عنوان درست، عضو شورای اسلامی شهر است. نماینده، عنوان کرسی مجلس است.
دوم: فرض اینکه عضو شورا چون رأی شهری بیشتری از نمایندهٔ یک حوزهٔ گسترده دارد، «منتخبتر» است. مقیاس رأی را فقط داخل همان رقابت میشود مقایسه کرد.
سوم: گلایه از عضو شورا برای گران شدن یک کالای ملی، یا گلایه از نماینده برای چالهٔ یک کوچه، بدون آنکه ابزار قانونی هر کدام را بشناسیم. پیگیری اخلاقی هر دو ممکن است. اختیار قانونیشان یکی نیست.
چهارم: یکی دانستن شهردار با عضو شورا. شهردار منتخب مستقیم مردم در این قانون نیست. شورا او را انتخاب میکند و حکم از مسیر قانونی صادر میشود. نقد عملکرد شهرداری اول باید معلوم کند خطابش به شهردار است یا به شورایی که او را برگزیده و باید بر او نظارت کند.
جمعبندی
نمایندهٔ مجلس قانون ملی میسازد و از حوزهٔ انتخابیه میآید. عضو شورای شهر بر ادارهٔ محلی شهر و شهرداری نظارت میکند و از رأی همان شهر میآید. هر دو منتخبند، هیچکدام جای دیگری را پر نمیکند، و هیچکدام با کسب رأی صاحب قوهٔ مجریه یا قوهٔ قضاییه نمیشود. تفکیک این دو، هم توقع مردم را دقیق میکند و هم پروندهٔ سیاسی افراد را قابلخواندن.
پرسشهای متداول
آیا عضو شورای شهر میتواند همزمان نمایندهٔ مجلس باشد؟
این دو سمت از دو قانون جدا میآیند و جمع شدنشان با قواعد اشتغال و عضویت همان قوانین سنجیده میشود. در عمل، رقابت و دورهٔ مسئولیتشان جداست و نباید سابقهٔ یکی را بهجای دیگری نوشت.
چرا انتخابات شورا را شورای نگهبان نظارت نمیکند؟
قانون شوراها هیئت نظارت مخصوص این انتخابات را پیشبینی کرده و این انتخابات از جمله انتخاباتی است که نظارت شورای نگهبان بر آن اعمال نمیشود. اجرا با وزارت کشور است. این تفاوت نهاد ناظر است، نه تفاوت در اصل رأی مخفی مردم.
بودجهٔ شهر را نماینده تصویب میکند یا شورا؟
بودجهٔ شهرداری را شورای شهر در حدود قانون تصویب میکند. بودجهٔ کل کشور از مسیر لایحهٔ دولت و تصویب مجلس میگذرد. اسم هر دو «بودجه» است و جیبشان یکی نیست.
اگر از کوچه گله دارم به کدام مراجعه کنم؟
موضوعات شهرداری، عوارض محلی و خدمات شهری در مدار شورای شهر و شهرداری است. موضوعات قانون، بودجهٔ ملی و نظارت بر وزیر در مدار نمایندهٔ مجلس است. بسیاری از گلهها هر دو لایه را لمس میکنند؛ ابزار حلشان هنوز دوتاست.
مقالههای مرتبط
- شورای شهر چه اختیاراتی دارد و چه اختیاراتی ندارد
- حوزهٔ انتخابیه چیست و نماینده به چه کسانی پاسخ میدهد
- شرایط نامزدی در انتخابات مجلس
- شرایط نامزدی در انتخابات شورای شهر و روستا
منابع پایه: قانون اساسی؛ قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی؛ قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران و دهیاران، از جمله مواد مربوط به دوره، تعداد اعضا، اکثریت نسبی، و ممنوعیت دخالت شورا در نصب و عزل کارکنان شهرداری. متن روزنامهٔ رسمی مقدم است.