علیرضا دادگر پارسا

علیرضا دادگر پارسا

نامزد · دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی · حوزه تهران ، ری ، شمیرانات و اسلامشهر

دانشجوی نخبه علوم سیاسی و حقوق دانشگاه شهیدبهشتی تهران

درباره علیرضا دادگر پارسا

_ عضو بنیاد ملی نخبگان _ دانشگاه شهید بهشتی تهران _ تحصیلکرده در رشته های : علوم سیاسی حقوق جغرافیای انسانی ( ژئوپولتیک _ برنامه ریزی توسعه _ آمایش سرزمین _ مدیریت و برنامه ریزی شهری و روستایی ، محیط زیست ) _ محقق , پژوهشگر و مدرّس _ مولف کُتب و بیش از ۲۵ مقاله علمی ملی و بین المللی _ استراتژیست در حوزه عدالت و توسعه ملی _ منتقد وضع موجود کشور ، طراح و معمارِ گفتمانِ تحول واقع بینانه و حکمرانی نوین ، خردمندانه علمی و کارشناسی _ تحلیلگر سه انجمن و اندیشکده ی راهبردی _ موسس مرکز مطالعاتی_تحقیقاتیِ راهِ روشنِ فردا _ بنیانگذار گروه تخصصی کارگزاران مشاورین املاک توچال هوم ( شمیرانات _ لواسانات ) منطقه ۱ تهران .

سوابق نمایندگی

نامزد دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه تهران ، ری ، شمیرانات و اسلامشهر
نامزد یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه تهران ، ری ، شمیرانات و اسلامشهر

سوابق تحصیلی

۱_ پیشینه تحصیلی و دانش چندرشته‌ای علیرضا دادگرپارسا از برجسته‌ترین نخبگان جوان کشور است که با تحصیل در سه رشتهٔ علوم سیاسی، حقوق و جغرافیا، به درکی جامع و چندلایه از ساختارهای حکمرانی، عدالت اجتماعی، مدیریت سرزمینی و سیاست‌های توسعه دست یافته است. ترکیب این سه رشته، به او دیدگاهی متمایز و چندبعدی بخشیده است؛ به گونه‌ای که توانایی تحلیل توامان نظام قدرت، نظام حقوقی و نظام فضایی توسعه را دارد، قابلیتی که پایه‌ای بسیاری از نوآوری‌های نظری و اجرایی او در طرح‌های کلان کشور شده است. ۲. موضع : تحول‌خواهی واقع بینانه در جهت تغییر پارادایم حکمرانی وی بعنوان یک نخبه ی منتقد و تحول خواه ، معتقد به ضرورت فوری تغییر پارادایم حکمرانی در کشور است. با توجه به ترکیب دانش چند رشته‌ای، تجربهٔ بازار کار واقعی ، قعالیت در بخش خصوصی اقتصاد و رویه‌های پژوهشی و نقادانه، علیرضا دادگرپارسا را می‌توان یکی از چهره‌های نوظهور و تأثیرگذار در نسل جدید نخبگان ایرانی دانست؛ نسلی که هم درد جامعه را می‌شناسد و هم راه حل علمی و عملیاتی و اجرایی ارائه می‌دهد و بدون تردید می‌تواند زمینه ساز رقم زدن توسعه ملی باشد. دیدگاه‌های او در مسیر شکل گیری اصلاحات ساختاری در حوزه‌های توسعه همه جانبه، رفاه عمومی، عدالت اجتماعی، آمایش سرزمین، مدیریت شهری و توسعهٔ انسانی، می‌تواند در آینده نقشی جدی در سیاست‌گذاری کلان کشور ایفا کند. ۳. تجربه میدانی و واقع‌گرایی دادگرپارسا علاوه بر فعالیت دانشگاهی و پژوهشی، سیاسی، در بخش خصوصی اقتصاد فعال است و همین حضور در بطن جامعه و بازار کار و عرصه اقتصاد، او را از حوزه‌های نظری صرف به سمت تجربه‌های ملموس سوق داده و باعث شده دیدگاه‌هایش بر پایه‌ی شناخت واقعی از شرایط اقتصادی، معیشتی و اجتماعی مردم شکل گیرد. همین تجربه میدانی و حضور در بخش خصوصی اقتصاد و فعالیت در عرصه ی حقوق و ساختارهای اداری، شناخت واقعی از واقعیت جامعه و ارتباط مستقیم با متن زندگی مردم، تحلیل ها و دیدگاه های او را واقع‌گرایانه، کاربردی و مبتنی بر شناخت از چالش‌های ساختاری جامعه کرده است و برخلاف بسیاری از دانشگاهیان و کارشناسان و نخبگان صرف دانشگاهی ، وی اشراف بسیاری بر واقعیت موجود در جامعه دارد که پختگی بیشتری به طرح‌ها و دیدگاه‌ها و نظرات وی داده است. ۴. مبانی حکمرانی و سیاست خارجی نگاه وی مبتنی بر بازگشت به حکمرانی خردمندانه مبتنی بر عدالت و توسعه و منافع ملی ، با تکیه بر دانشگاه‌ها و نخبگان و کارشناسان علمی در زمینه‌های گوناگون برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری و اجراست. دیدگاه او در دیپلماسی براساس بر رئالیسم است ، وی معتقد به تعامل سازنده مبتنی بر صلح و توسعه با دنیا است، ضمن نگاه راهبردی به تقویت توان دفاعی و استیفای منافع ملی با تاکید بر توسعه و امنیت ملی کشور و از طرفی به ضرورت تجهیز کشور به تکنولوژی‌های روز دنیا بویژه هوش مصنوعی ، در تمام عرصه‌های مورد نیاز و بخش‌های کشور از صنایع دفاعی تا اقتصاد و ساختار بروکراسی و آموزشی و ... شدیداً تاکید دارد و تحقق کشور هوشمند ، دولت هوشمند ، مردم_شهروند هوشمند و ساختار هوشمند را پیش نیاز اساسی توسعه همه جانبه می‌داند. ۵. ضرورت اصلاحات اساسی و تحولات بنیادین و عبور از بحران‌های ساختاری او معتقد به ضرورت و فوریت تغییرات اساسی و آغاز تحولات ساختاری و بنیادی و زیربنایی در ساختار برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری و حکمرانی کشور است. او ناکارآمدی در مدیریت اقتصاد را پاشنه ی آشیل کشور می‌داند، معتقد به نگاه بازار آزاد، با نظارت جدی و موثر دولت و رویکرد تسهیل گرایانه و نظارتی-حمایتی دولت در بازار است، نه رویکرد مداخله‌گرایانه و قیمت‌گذاری دستوری وی بعنوان یک نخبه ی دانشگاهی تحول‌خواه و منتقد شرایط فعلی و معترض به وضع موجود کشور و شیوه ی برنامه‌ریزی و سیاستگذاری و حکمرانی حاضر، معتقد است که ما در دوران انباشت بحران‌ها زندگی می‌کنیم، چالش‌هایی ساختاری که ریشه در دهه‌ها و سده‌های قبل دارد و ضعف مدیریتی و سیاست‌گذاری فعلی آنها را تشدید کرده است. وی که معمار و طراح گفتمان تحول واقع‌بینانه است، باور دارد که آینده ایران و تحقق عدالت، رفاه و توسعه با وقوع اصلاحات زیربنایی، مبنایی و ساختاری مبتنی بر یک رویکرد استراتژیک و نگاه راهبردی و آینده‌نگرانه محقق خواهد شد. وی تغییرات و اصلاحات بنیادی، با قید فوریت را ضروری‌ترین نیاز ایران در این شرایط حساس از تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برهه ی فعلی می‌داند. ۶. دامنه و ماهیت اصلاحات وی معتقد است که اصلاحات باید از سطح ساختاری و بنیادی شروع شوند، نه از سطح سیاسی و صرفاً نمایشی، اصلاحات باید در حوزه‌های اساسی مانند اقتصاد، عدالت اجتماعی، برنامه‌ریزی‌های کلان، طرح‌ریزی‌ها، سیاست‌گذاری، اجرا، حکمرانی و امنیت ملی انجام شود و باور دارد که با به کار گیری راه حل‌های زیربنایی نخبگان و دانشگاهیان می‌توان از چالش‌ها و بحران‌های ساختاری عبور کرد و به توسعه دست یافت. وی باور دارد که بزرگترین بحران فعلی کشور بحران عقلانیت و بحران مدیریت است و معتقد است که از طریق نظام انتخاباتی مشارکتی-رقابتی واقعی و تشکیلات حزبی با در دست گرفتن مدیریت‌ها، مسئولیت‌ها، برنامه‌ریزی‌های کلان، سیاستگذاری‌ها و حکمرانی توسط نخبگان، توسعه ی ایران با توجه به پتانسیل‌های بی‌نظیر مادی و معنوی و همه جانبه ی کشور، بدون تردید، توسعه ایران قطعی و حتمی الوقوع خواهد بود. ۷. توسعه پایدار و حکمرانی عقلایی و خردمندانه و واقع بینانه او بر این باور است که توسعه ی همه جانبه و پایدار در ایران تنها با عبور از سیاست‌های مقطعی و شکل گیری یک نظام سیاست‌گذاری علمی، داده‌محور و مبتنی بر نخبه‌گرایی و شایسته‌سالاری و بر پایه ی عقلانیت واقع‌بینانه و حول محور گفتمان ملی و بین‌المللی صلح ، عدالت و توسعه ، ممکن است. وی حکمرانی عقلایی و تشکیل و تحقق دولت مدرن، شفاف، دیجیتال و هوشمند را شرط اصلی و پیش نیاز ضروری و اساسی توسعه می‌داند. ۸. اصلاحات ساختاری اداری و سیاست خارجی مبتنی بر منافع ملی و چشم انداز بلند مدت او تاکید بر ضرورت اصلاح اساسی و ساختاری نظام اداری و بروکراسی، تامین امنیت سایبری و زیرساخت‌های بانکی، ارتباطی، انرژی در معرض تهدید تهاجم سایبری، تقویت جدی بنیه ی دفاعی در تمام جهات ، از طرفی رویکرد موثر و پاسخگوی کارگزاران با جامعه نخبگان و دانشگاهی ، جامعه مدنی و اصناف و فعالان اقتصادی و سیاسی ، مبتنی بر گفتگو و تعامل سازنده دارد. معتقد است که با قید فوریت و ضرورت، برنامه‌ریزی و سیاستگذاری داخلی و خارجی باید از چهارچوب‌های ایدئولوژیک صرف خارج شود و براساس یک عقلانیت مبتنی بر منافع پایدار ملی در بلند مدت متمایل شود. ۹. مدیریت بحران‌ها و تحول اقتصادی_تکنولوژیک وی تاکید دارد بر اقدام فوری در مدیریت بحران‌های امنیتی مثل بحران‌های اجتماعی اعم از فقر ، بیکاری ، طلاق ، پیری جمعیت ، کاهش ازدواج و بحران‌های زیست‌محیطی از آلودگی هوا تا آب دارد و مدیریت علمی و کارشناسی منابع انرژی ، حرکت به سمت کشاورزی هوشمند بر اساس مزیت نسبی ، خروج از خام‌فروشی نفت و اقتصاد تک‌محصولی با تاکید بر سایر مزیت‌ها مثل توریسم-گردشگری (تاریخی، پزشکی، مذهبی، طبیعی) را از ضروری ترین اقدامات لازم می داند . وی به اهمیت توسعه و حمایت دانش‌بنیان‌ها و استارت‌آپ‌ها و هم‌افزایی بین دولت، دانشگاه و صنعت و بازارکار توجه دارد. وی به جراحی عمیق بازار کار، تغییر رویکرد نظام آموزشی به سمت مهارت‌محور و خروج دانشگاه از حالت تولید مدرک و دانش صرف به سوی تولید مهارت و دانش کاربردی و توسعه منابع و سرمایه ی انسانی کشور، توجه به جوانان و نخبگان و ممانعت از خروج (نخبگان و متخصصین) از کشور با جذب آنها در ساختار و بازتعریف سیستم گزینش و استخدام و ارتقا و انتصاب مبتنی بر شایستگی و صلاحیت و کارآمدی و مبارزه قاطع با هر گونه فساد در تمام سطوح ، تاکید دارد. ۱۰. توسعه منطقه‌ای داخلی و دیپلماسی فعال اقتصادی بین المللی او معتقد است که با ثبات‌بخشی به اقتصاد و تامین امنیت اقتصادی و بهبود بستر سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی و زیربنایی و میدان دادن به بخش خصوصی ، و طبق آمایش سرزمین تبدیل هر استان به قطب اقتصادی تخصصی و توسعه ی منطقه‌ای مبتنی بر ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها و مزیت نسبی و قائم بر اصل تمرکززدایی و رویکرد راهبردی توزیع عادلانه منابع و امکانات در سراسر کشور ستون فقرات توسعه خواهد بود. او تاکید بر عبور از اقتصاد دستوری و پذیرش این واقعیت که در اقتصاد نقش دولت؛ ریل‌گذار، تسهیل‌گر و ناظر است نه مداخله‌گر و بازیگر و معتقد است که دیپلماسی اقتصادی فعال در راستای منافع ملی و تامین دسترسی به اقتصاد و بازارهای جهانی و انتقال دانش، تکنولوژی و فناوری‌های حیاتی به داخل کشور یکی از مهمترین ارکان ضروری توسعه است. وی به آینده کشور بشدت امیدوار است و معتقد است که نسل جدید نخبگان قطعا توسعه ی همه جانبه ی کشور را رقم خواهند زد و بدون ذره ای تردید آینده ی ایران بسیار روشن و درخشان خواهد بود.

سوابق اجرایی

به شرح توضیحات